تبليغاتX
شاری من ولاتی من
شهر من تشنه آباديهاست، شهر من خسته از نا مهرباني هاست

 

به نظر بنده در شورا رقابت بايد جاي خود را به سازش همراه با اصول بدهد و رفاه و مصالح عمومي در دستور كار آنها قرار بگيرد. شورا براي مردم و تمامي شهروندان است، نه براي عده اي از افراد، زيرا نتيجه اين عمل سياسي كاري مي باشد و شورا يك مقوله سياسي نيست، بلكه يك نهاد اصيل اجتماعي است و بر تك تك اعضاي شوراست كه تلاش كنند كه شورا همواره در جايگاه يك نهاد مردمي و تخصصي در حوزه مديريت شهري مانده و آنرا از مسائل سياسي دور نگاه دارند. به جهت اينكه سياسي كاري نتيجه اي جز پايمال نمودن و بخطر انداختن حقوق و منافع مردم چيز ديگري نمي باشد.

مردم با اعتماد به منتخبين خود، سرمايه اعتماد را در اختيار آنها قرار داده و به اين جهت بايد اين سرمايه با ارزش مجددا به صاحبان آن باز گردانده، نسبت به آن بي اعتنا نبوده و به اين امانت گرانبها تحت هيچ شرايطي خيانت ننمود.

شورا محل پيروزي يا شكست در ورطه امور جناحي و باندي نيست. وعده و ادعا براي قانع كردن مردم كافي نيست. مردم تشنه عمل و صداقت اند، هرجا از آن نشاني ببينند همدلي و همكاري و وفاداري خود را نثار مي كنند و فراتر از توانايي و امكانات اعضاي شورا، از آنها انتظار ديگري ندارند.

اين دوره چهارساله براي ما دوره امتحان و آزمايش در پيشگاه مردم نيز مي باشد. امروز ما، داوري فرداي مردم و حكم عادلانه ذات اقدس الهي در يوم الحساب را نيز براي ما تعيين مي نمايد، پس بنابراين هدفي جز خدمت نداشته و ما تك تك اعضا بايد زبان گوياي مردم و چشم بيدار شهرمان باشيم. در بين مردم و در كليه نقاط شهر حضور داشته، به بررسي مسايل و مشكلات آنها پرداخته و در صدد حل آن بود كه در اين لازم است از افراد صاحب نظر و نخبگان فكري در عرصه هاي مختلف و مورد نياز شهر، دعوت به عمل آمده و همواره از رأي، نظر و راهنمايي هاي عزيزان دور انديش بهره جست.

لازم به ذكر است مسئوليت كميسيون فرهنگي به اينجانبه واگذار گرديده كه داراي شش عضو از همكاران محترم شورايي بدين شرح: جناب آقاي محمد حضرت پور - جناب آقاي رسول اصغرزاده - سركار خانم نيره چناقلو - سركار خانم لطيفه مبين - سركار خانم شهره شيرزاد و بنده مي باشد.

در اين كميسيون كليه مسائل اجتماعي و فرهنگي شهر نظير مسائل و مشكلات بانوان، جوانان، ميراث فرهنگي، گردشگري، كتابخانه ها، پاركها و فضاي سبز، فرهنگسراها و بازار و مراكز خريد، امور بهداشتي و درماني، بررسي وضعيت درمانگاهها و بيمارستانها، امور ورزشي و رواني و بررسي ورزشگاهها و مراكز درماني بيماران رواني، امور زندانيان، آموزش شهروندان در مسائل مختلف من جمله حقوق شهروندي، رويارويي با مشكلات و حوادث غير مترقبه مثل جنگ و زلزله، شيوع بيماريهاي واگيردار و غيره بحث و بررسي مي گردد.

كميسيون فرهنگي جهت ارائه نقش خود به بهترين وجه با همفكري اعضاء به كميته هايي به شرح ذيل تقسيم مي گردد:

1- كميته امور اجتماعي و فرهنگي.

2- كميته بهداشتي درماني و ورزشي.

3- كميته آموزش جوانان كه هريك از كميته ها داراي دو عضو مي باشد.

پس از بررسي شرح وظايف كميته ها و تصويب در كميسيون فرهنگي به شوراي محترم جهت تصويب ارائه مي گردد.

همچنين لازم به ذكر است نظر به برهه فعلي و با توجه به استراتژي ماهيت سازماني شهرداري و لزوم همسوسازي و يكپارچه سازي واحدهاي عمراني، فرهنگي و مذهبي و استفاده از روش متوازن براي همسو سازي از طريق هم افزايي براي ارائه خدمات مشترك توسط كميسيونها در امور مشترك با ايجاد حرفه و مقياس در استفاده از تكنولوژي IT و راه اندازي يك گروه فناوري اطلاعات متمركز نظري، مجاب و ملزم مي نمايد و البته در اين خصوص چالشي نيز وجود دارد كه آن هم ارائه خدمات متناسب با استراتژي صريح و روشن كه فقدان آن در تعامل سازماني كاملا "احساس مي شودكاملا" ملزم به نظر مي رسد بدين جهت معتقد به موارد ذيل مي باشم:

1- همكاري بين كميسونها: الف- بصورت ارزش آفريني: حركت توأم كميسيونها در جهت ايجاد ارزشها و بستر سازي فرهنگي همچون شهر مدرن با شهروند مدرن (تفكري نو موافق با مباني مذهبي). ب- ايجاد تشكلهاي معماري اسلامي و تشويق خانه سازان و انبوه سازان به استفاده از اين هارموني منسجم و آهنين در نماسازي داخلي و بيروني.

2- پروژه مشاركت كميسيونها: تعيين وظيفه براي هر كميسيون:

قبل از انجام هر پروژه عمراني بايد كميسيون محترم بودجه و مالي بررسي و برنامه ريزي نموده و سپس كميسيون محترم فرهنگي تحول را بررسي كرده از طريق اطلاع رساني و تبليغات گسترده و همسوسازي اين تحول با منابع مذهبي و انتشار آن بين كليه اقشار مردم و بهره گيري از نيروهاي مخلص متخصص در جهت هرچه بهتر، سپس تدوين، اجراء بوسيله كميسيون محترم عمران و نظارت و پيگيري مصوبات شورا از طريق كميسيون محترم نظارت كه كميسيوني نوپا و بوسيله شوراي محترم دوره سوم به تصويب رسيده انجام گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:1  توسط خديجه منصوري | 

زنان بسياري در كردستان شروع به نوشتن كرده اند و خواهان تغيير موقعيت زن در جامعه هستند، اينان اميدوارند ديد و نگرش جامعه را نسبت به خود تغيير دهند.

زنان شاعر كرد از سرگرداني و از خوب بيگانگي نجات يافته و براي يافتن هويت جديد، آزادانه نوشتن را شروع و از خود سانسوري دوري گزيده اند. زن شاعر همانند فردي روشن فكر، نقش مؤثري در تغييرات بر عهده دارد. نوشته هاي آنان كنش معنا داريست كه با منتشر شدن، مردم به بحث و گفتگو در مورد آن مي پردازند. نوشته زنان كاري روشنفكرانه است كه ارتدوكسي، جزميت و سلطه مردان را زير سئوال ميبرد. زنان نويسنده، شاعر، زندگي روزانه و تجربيات خود و ديگر زنان را به صورت متن در مي آورند و خواهان از بين رفتن ديدگاه جنس دوم در مورد زنان مي باشند.

بطوري كه زنان بخش بزرگي از فولكور كردي را به خود اختصاص داده اند، زنان نقش فعالي در ساخت خلق و خطاب فولكور كردي دارند. در درون سنت شفاهي كردي آنها اغلب افرادي صريح، نيرومند و شجاع مي باشند، در قصه هاي قومي كردي، زنان مصمم و خارق العاده و فعال مي باشند.

و اما متاسفانه در عرصه رمان اكثر رمان نويسان كرد، مرد هستند و اين عدم حضور چشمگير زنان رمان نويس در ادبيات كردي نشانگر اين واقعيت است كه زنان اين جامعه تا چه اندازه به لحاظ اجتماعي بي پناهند و عرصه اي براي تجربه كردن و آراستن و خلق كردن آثار ادبي برايشان فراهم نشده است، با وجود اين به ميدان آمدن زنان كرد در نگارش رمان، مسئله قابل توجه و خوش بينانه ايست كه مي توان آرزو كرد كهاين تلاشها گامهايي آغازين باشند در روندي پيوسته و نا گسستني.

زنان آمادگي اين را دارند كه با استفاده از قدرت و توانايي خود،‌عشق،‌رؤياها و تجربيات شان، جامعه اي بسازند كه در آن زن به دليل زبان، بيولوژي و تاريخ، جنس دوم شناخته نشود، و اميدوارند كه در آن جامعه، انسان به دو طبقه زن / مرد تقسيم نشود و شرايطي را بوجود آورند كه در آن به زن همانند انسان نگريسته شود، نه همانند جنس و كالا.

و اين است كه براي زيستن ادعايي بزرگ دارم، مي خواهم حياتي پر معنا داشته و اعمالي بزرگ را انجام دهم، اين اعمال را به خاطر عشق به انسانها و زندگي انجام مي دهم، اين خواسته يك دخترك كرد است!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 2:4  توسط خديجه منصوري | 

طبيعت مي تواند به طرز بسيار وحشتناكي بي انصاف و نا عادلانه رفتار كند، همه اشكال زندگي شامل مثالهايي از بي عدالتي و عدم تساوي هستند.

اگر دور انديشي موجود باشد واضح است كه برخي از مردم با سرعت بيشتري از ديگران پيشي مي گيرند، اگر چه آنچه كه مجبور هستيد درك كنيد و واقعا به آن برسيد، اين حقيقت است كه دور انديشي همزاد خرد است و آنكه عقل كل باشد دور انديش ترين انسانهاست.

پيش از انجام هر كاري بايد پيامدهاي آن را سنجيد و بدون شك كسي كه به فرجام ها بنگرد از ناگواريها در امان ماند.

كسي كه در فرو بستن خشم از ديگران پيش تر است، از همه دور انديش تر است. دور انديشي در بدگماني (منطقي) است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 0:40  توسط خديجه منصوري | 

اينك كه مي انديشم در مي يابم تمام مشكلات و بدبختي هاي ميهنم از اين سرچشمه مي گيرد كه حتي از وضعيت همسايه ديوار به ديوارمان هم خبر نداريم.

ظاهر بيني و تجمل گرايي هويت انساني مان را زير سؤال برده است، اي كاش مي توانستيم قدري ديدمان را وسيعتر كنيم. اي كاش مي توانستيم حال همه مردم را درك كنيم؛ نمي دانم از كجا بگويم، از آنجا كه كودكي گرسنه به زير ديواري نيمه خراب به آسودگي آرميده، آنقدر آسوده كه گويي چيزي جز زمين سرد و بي روح بالينش را در بر گرفته است معصوميت نگاهش تمام گناهان را از قلب مي زدايد.

مادري طفل كوچكش را در آغوش مي فشارد، طفلي كه گريستن حتي براي لحظه اي امانش نمي دهد.

مردي مبهوت و غم زده به گوشه اي مي نگرد، چهره اش حكايت از هزاران درد گران دارد. يا از جايي كه آسمان خراش ها و ويلاهاي با شكوه تا فلك قد بر افراشته اند، آنجا كه زندگي، انسانيت همه و همه در پول هاي پوچ و فاني خلاصه مي شود، هيچ كس به فكر ديگري نيست، هيچ كس از آشفته حالي ديگري خبردار نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:16  توسط خديجه منصوري | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سوگند به قلم و آنچه كه مي نويسد.
خديجه منصوري وكيل دادگستري و عضو شوراي اسلامي شهر اروميه

نوشته های پیشین
آبان 1386
پیوندها
شفيع بهراميان
عبدالسلام معروفی
شهره شيرزاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM